خرید بک لینک

چه سود از شرح این آشفتگی ها بی قراری ها

تو مه بی مهری و حرف منت باور نمی آید

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:45

محبوب من

شاید بدانی ... شاید هم نه

یک مجلسی بود ، خواستم که وارد شوم برادر هاتان را دیدم ... شرم هجوم آورد ... پایم کند شد

یکی شان جلو آمد ، چنان با محبت در آغوشم گرفت که ترسم ریخت

از هر دری سخنی گفتیم ...

وسوسه بی پرده حرف زدن مرا می سوخت ... این شهوت درونم را تسخیر کرده بود

مبارزه ای که در آخرهای مراسم ...

خود را رها کردم و گفتم ...

چیزی که دریافت کردم ... لبخند ... یک آغوش مردانه پر از محبت ، و یک روبوسی بود

شب آرام خوابیدم

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:45

دستم نمی رسد به بلندای چیدنت
باید بسنده کرد به رویای دیدنت

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:45

۱۲ نوامبر

او پدر و مادر و یک برادر ارشد و رفقایی دارد

این حرفها را همه روزه پیش خودم تکرار می کنم و کاری در اینجاندارم، آنچه او کم دارد بی شک من نمی توانم باشم. اما او چیزی کم ندارد

او به چیزی نیاز ندارد

و اگر مهربانیش مجذوبم می کند هیچ چیز در این مهربانی به من اجازه نمی دهد که خود را به او تحمل کنم ... آه ... چه جمله تلخ و پوچی

سکه سازان... اثر آندره ژید

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:45

محبوب من ...پیشتر ها رسم بود آدمها که از شهر و دیار هم دور می شدند، برای هم تلگراف می فرستادند . منتها این تلگراف دیگر خرج داشت ، پولش کلمه ای حساب میشد . آدمها هم دیگر آرایه های ادبی را که پیشتر در ن

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:45

محبوب من گویی طالع من سکوت باشد این روزها خودت که بهتر م ددانی ، همین یک پنجره را هم برای برای نوشتن واگویه های روحم بسته بودندنفس بسته بودند محبوب من من دست خودم نیست که برایتان می نویسم شاید اصلا شم

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:45

محبوب من ... این روزها کتابی می خوانم ... نامه های کافکا برای میلنااین کتاب از جمع آوری نامه های کافکا برای خانم میلنا که خود ناشری چک زبان بوده تشکیل شده حتما میدانید کافکا اعتقادی به چاپ آثار خودش ن

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:45

میلنای عزیزم امروز دو وز است که متصل باران می بارد و هوا بسیار دلپسند شده است نامه پر از مهر شما را دریافت کردم . هرچه که گلهای بهار بود ، هرچه که نغمه های بهشتی پرندگان بود همه در روح من جاری شد

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:45

صفحه بندی